بنزی از طلا در دبی + عکس

 

بنزی از طلا در دبی + عکس

پول نفت چه ها که نمی کند! ... بنزی که در زیر مشاهده می کنید مدلش C63 می باشد. این بنز زیبا و البته قیمتی به سفارش یکی از ثروتمندان دبی در آلمان ساخته شده است. قیمت یک بنز C63 معمولی 82.000 دلار آمریکایی می باشد اما قیمت این بنز طلایی حدود 8.5 میلیون دلار برآورد شده است. بر روی شیشه های این بنز لعابی از رنگ طلا پاشیده شده است که زیبایی منحصر به فرد و خاصی به آن داده است. شما را به دیدن این بنز طلایی زیبا دعوت میکنم.

 

 

بقیه عس ها در ادامه مطلب 

ادامه نوشته

بلعیده شدن مرد هندی توسط مار بوا.................!

بلعیده شدن مرد هندی توسط مار بوا.................!

مرد هندی که در جنگل خوابیده بود و استراحت می کرد توسط ماری عظیم و بزرگ

 بلعیده شد و جان سپرد.

 

 

 

 

 

 

 

 

دوبی در دهه 1960 و اکنون - باورتون میشه ؟!

دوبی در دهه 1960 و اکنون - باورتون میشه ؟!(خیلی باحال)

عکس ها در ادامه مطلب

ادامه نوشته

نمایش پیکر مومیایی توت‌آنخ‌آمون برای نخستین بار

نمایش پیکر مومیایی توت‌آنخ‌آمون برای نخستین بار

 

عکسا در ادامه مطلب 

۱۰۰٪ دیدنی

 

ادامه نوشته

مقایسه توان نظامی ایران و آمریکا

حتما بخونین و نظرتون بگین............

مقایسه توان نظامی ایران و آمریکا

عمومی

جمعیت:

ایران: 65,875,223 (July 2008 est.)

آمریکا: 303,824,646 (July 2008 est.)

تولید ناخالص ملی:

ایران: 0.75 تریلیون دلار (2007 est.)

آمریکا: 13.8 تریلیون دلار (2007 est.)

بودجه نظامی در سال 2009:

ایران: 7.2 میلیارد دلار

آمریکا: 711 میلیارد دلار

تعداد نیروهای نظامی:

ایران: 895,000  (545,000 active + 350,000 reserve)

آمریکا: 2,580,875  (1,498,157 active + 1,082,718 reserve)

نیروی زمینی

تعداد تانک های میان برد:

ایران: 1613

آمریکا: 8023

ادوات شناسایی:

ایران: 35

آمریکا: 348

جنگنده های زمینی زرهی:

ایران:۶۱۰

آمریکا:۶۷۱۹

نفربرهای رزمی

ایران:۶۴۰

آمریکا:۲۱۲۴۲

واحد های توپ خانه ای

ایران:۸۱۹۶

آمریکا:۸۰۴۱

هلیکوپتر:

ایران: 311

آمریکا: 5425

نیروی دریایی

زیردریایی:

ایران: 6

آمریکا: 71

ناو های عظیم جنگی:

ایران: 5

آمریکا: 106

شناور های گشتی و ساحلی:

ایران: 320

آمریکا: 157

کشتی های آبی خاکی:

ایران: 21

آمریکا: 490

نیروی هوایی

هواپیماهای جنگنده:

ایران: 286

آمریکا: 3538

هواپیماهای موشک انداز برد زیاد:

ایران: 0

آمریکا: 170

جنگنده ترابری:

ایران: 136

آمریکا: 883

جنگ افزار های هوشمند و الکترونیکی:

ایران: 3

آمریکا: 159

جنگنده های شناسایی:

ایران: 6

آمریکا: 134

جنگنده های گشت روی آب:

ایران: 8

آمریکا: 197

جنگنده های هوایی ضد ناو:

ایران: 0

آمریکا: 58

جنگنده های هوابرد اخطار دهنده:

ایران: 0

آمریکا: 53

هسته ای

کلاهک های هسته ای:

ایران: 0

آمریکا: 5400

پس بهتره سر جنگ ادعا نکنیم

 چون خیلی خطرناکه نه؟؟؟؟

 

گشت و گذاری در بزرگراه های ژاپن

بر طبق آمار ويكي پديا ژاپن از نظر جمعيت دهمين كشور دنيا و از نظر مساحت شصت و دومين كشور دنيا محسوب مي شود. اما خوشبختانه قرار گرفتن اين كشور در رده هاي اول جهان از نظر علم و تكنولوژي روز, در كاهش مشكلات محيطي مربوط به ازدياد جمعيت موثر واقع شده و در حال حاضر به دليل داشتن مهندسين خبره در امر راه سازي و ساختمان سازي هاي شهري , جاذبه هاي گردشگري خاصي از نظر زيربناهاي شهري در گوشه و كنار اين كشور به چشم مي خورد.

خوب به تصوير نگاه كنيد. بله درست مي بينيد. يك خيابان مسير خودش را از درون يك ساختمان چندين طبقه پيدا كرده و به يك بزرگراه اصلي مي پيوندد. جالب آنجاست كه اين طرح به معماري سالهاي پيش در ژاپن برمي گردد و با وجود تمامي جذابيتي كه براي من و شما دارد يك ايده نسبتا قديمي براي  ژاپني ها محسوب مي شود.

تصوير سمت چپ تقاطع Hakozaki در توكيو و تصوير سمت راست تقاطع Hokko در Osaka را نمايش ميدهد.اين نماها راه حل هاي مهندسين ژاپني را در حل مشكلات ترافيك شهري و تسهيل تردد جمعيت زياد  اين كشور  نمايش مي دهد

شايد دنياي سنگ ها و آجرها دنياي سرد و بي روحي باشد. اما كمانها و حلقه هاي مارپيچ  زيبا ميتواند اين جمود را به شدت كاهش دهد. اينجا حلقه Higashiosaka است كه زيباترين قسمت معماري بزرگراه Hanshin محسوب مي شود. سالانه تعداد زيادي از عكاسان سراسر دنيا به اينجا رجوع مي كنند تا بتوانند زيبايي اين حلقه را در لنز دوربين خود بگنجانند.

 

 

در اين تصوير هم مي توانيد نماي زيبايي از Osaka  را مشاهد كنيد كه چگونه رگ هاي خياباني كالبد شهر را در هم تنيده و سلولهاي خوني رنگارنگ در امتداد رگها در رفت و آمد هستند.

 

چهار راهها و خيابانهاي فرعي چند طبقه را مشاهده مي كنيد؟ شايد كم كم آسانسوري هم براي رفت و آمد وسايل نقليه بين خيابانهاي چند طبقه لازم شود! مطمئنا ديگر نمي شود در اين خيابانها ابتدا و انتهايي برايشان پيدا كرد.


انگار در اين كشور جاده كشي  فقط به خشكي ختم نمي شود. با سهولتي باور نكردني مسيرها راه خود را از بين آبها هم پيدا كرده اند.

 

اين هم نمايي از بزرگراه هاي توكيو در شب. به لطف سيستم حمل و نقل خوب و كمك يكي از بزرگ ترين سيستم هاي متروي دنيا ترافيك در خيابان هاي اين شهر سنگين نيست.

 
 
اين هم يك نما در شب از پل Rainbow مي باشد. در ساخت بدنه و پايه هاي اين پل از تكنيك هاي مهندسي ويژه اي استفاده شده است. در جداره خارجي اين پايه ها و بدنه از پنل هاي ذخيره كننده انرژي خورشيدي استفاده شده تا بتوانند در روز با ذخيره انرژي نور خورشيد و تبديل آن به توان الكتريكي, انرژي لازم جهت نور پردازي زيبايي را كه  در شب  شاهد آن هستيم , تامين كنند. 

 با اين تفاسير و با داشتن چنين معماري و مهندسي دقيقي كه در راه سازي ژاپني ها ديده مي شود مي توان به اين نكته هم فكر كرد كه چرا ساليانه در اين كشور چندين هزار نفر بر اثر حوادث رانندگي جان خودشان را از دست نمي دهند؟ت

بقیه تو ادامه مطلب
ادامه نوشته

کارت ویزیت

سلام....

خسته نباشید.....

میگم من رفتم تو کار درست کردن لوگو و کارت ویزیت....

هر وقت خواستین یه کارت ویزیت توپ داشته باشید به من بگین تا رایگان واستون بسازم

 

 

تصویر اولین موس جهان

اینم  عکس اولین ماوس جهان

1

 

2

1

50 روش حالگیری

 
 
روش ۱: روزهای تعطیل مثل بقیه روزها ساعتتون رو کوک کنین تا همه از خواب بپرن! ﴿این روش برای افرادی که غیر از سادیسم، رگه‌هایی از مازوخیسم هم دارن پیشنهاد میشه!  

روش ۲: سر چهارراه وقتی چراغ سبز شد دستتون رو روی بوق بذارین تا جلویی‌ها زودتر راه بیفتن

روش ۳: وقتی می‌خواین برین دست به آب، با صدای بلند به اطلاع همه برسونین


 
روش ۴: وقتی از کسی آدرسی رو میپرسین بلافاصله بعد از جواب دادنش جلوی چشمش از یه نفر دیگه بپرسین 

 
روش ۵: کرایه تاکسی رو بعد از پیاده شدن و گشتن تمام جیبهاتون، به صورت اسکناس هزاری پرداخت کنین 


روش ۶: همسرتون رو با اسم همسر قبلیتون صدا بزنین 


روش ۷: جدول نیمه تمام دوستتون رو حل کنین 


روش ۸: توی اتوبان و جاده روی لاین منتهی الیه سمت چپ با سرعت ۵۰ کیلومتر در ساعت حرکت کنین 


روش ۹: وقتی عده زیادی مشغول تماشای تلویزیون هستن مرتب کانال رو عوض کنین 


روش ۱۰: از بستنی فروشی بخواین که اسم ۵۴ نوع از بستنیها رو براتون بگه 


روش ۱۱: در یک جمع، سوپ یا چایی رو با هورت کشیدن نوش جان کنین 


روش ۱۲: به کسی که دندون مصنوعی داره بلال تعارف کنین


روش ۱۳: وقتی از آسانسور پیاده میشین دکمه‌های تمام طبقات رو بزنین و محل رو ترک کنین 


روش ۱۴: وقتی با بچه‌ها بازی فکری می‌کنین سعی کنین از اونها ببرین 


روش ۱۵: موقع ناهار توی یک جمع، جزئیات تهوع و ﴿گلاب به روتون﴾ استفراغی که چند روز پیش داشتین رو با آب و تاب تعریف کنین 


روش ۱۶: ایده‌های دیگران رو به اسم خودتون به کار ببرین 


روش ۱۷: بوتیک چی رو وادار کنین شونصد رنگ و نوع مختلف پیراهنهاش رو باز کنه و نشونتون بده و بعد بگین هیچکدوم جالب نیست و سریع خارج بشین 


روش ۱۸: شمعهای کیک تولد دیگران رو فوت کنین 


روش ۱۹: اگه سر دوستتون طاسه مرتب از آرایشگرتون تعریف کنین

 
روش ۲۰: وقتی کسی لباس تازه می‌خره بهش بگین خیلی گرون خریده و سرش کلاه رفته 


روش ۲۱: صابون رو همیشه کف وان حمام جا بذارین 


روش ۲۲: روی ماشینتون بوقهای شیپوری نصب کنین 


روش ۲۳: وقتی دوستتون رو بعد از یه مدت طولانی می‌بینین بگین چقدر پیر شده 


روش ۲۴: وقتی کسی در یک جمع جوک تعریف می‌کنه بلافاصله بگین خیلی قدیمی بود 


روش ۲۵: چاقی و شکم بزرگ دوستتون رو مرتب بهش یادآوری کنین

 
روش ۲۶: بادکنک بچه ها‌رو بترکونین 


روش ۲۷: مرتب اشتباهات لغوی و گرامری دیگران هنگام صحبت رو گوشزد کنین و بخندین 


روش ۲۸: وقتی دوستتون موهای سرش رو کوتاه می‌کنه بهش بگین که موی بلند بیشتر بهش میاد 


روش ۲۹: بچه جیغ جیغوی خودتون رو به سینما ببرین 


روش ۳۰: کلید آپارتمان طبقه ۱۳ تون رو توی ماشین جا بذارین و وقتی به در آپارتمان رسیدین یادتون بیاد! ﴿این روش هم جنبه هایی از مازوخیسم در بر داره 


روش ۳۱: ایمیل‌های فورواردی دوستتون رو همیشه برای خودش فوروارد کنین

 
روش ۳۲: توی کنسرتهای موسیقی بزرگ و هنری، بی موقع دست بزنین 


روش ۳۳: هر جایی که می تونین، آدامس جویده شده تون رو جا بذارین! ﴿توی دستکش یا کفش دوستتون بهتره 


روش ۳۴: حبه قند نیمه جویده و خیستون رو دوباره توی قنددون بذارین 


روش ۳۵: نصف شبها با صدای بلند توی خواب حرف بزنین 


روش ۳۶: دوستتون که پاش توی گچه رو به فوتبال بازی کردن دعوت کنین 

 
روش ۳۷: عکسهای عروسی دوستتون رو با دستهای چرب تماشا کنین 


روش ۳۸: پیچهای کوک گیتار دوستتون رو که ۵ دقیقه دیگه اجرای برنامه داره حداقل ۲۷۰ درجه در جهات مختلف بچرخونین 


روش ۳۹: با یه پیتزا فروشی تماس بگیرین و شماره تلفن پیتزا فروشی روبروییش که اونطرف خیابونه رو بپرسین 


روش ۴۰: شیشه های سس گوجه‌فرنگی و هات سس فلفل رو عوض کنین 


روش ۴۱: موقع عکس رسمی انداختن برای هر کس جلوتونه شاخ بذارین 


روش ۴۲: توی ظرفهای آجیل برای مهموناتون فقط پسته‌ها و فندقهای دهان بسته بذارین  


روش ۴۳: شونصد بار به دستگاه پیغام گیر تلفن دوستتون زنگ بزنین و داستان خاله سوسکه رو تعریف کنین 


روش ۴۴: توی روزهای بارونی با ماشینتون با سرعت از وسط آبهای جمع شده رد بشین 


روش ۴۵: توی جای کارت دستگاههای عابر بانک چوب کبریت فرو کنین 


روش ۴۶: جای برچسبهای قرمز و آبی شیرهای آب توالت هتل‌ها رو عوض کنین 


روش ۴۷: یکی از پایه‌های صندلی معلم یا استادتون رو لق کنین 

 
روش ۴۸: توی مهمونی‌ها مرتب از بچه چهار ساله تون بخواین که هر چی شعر بلده بخونه 


روش ۴۹: چراغ توالتی که مشتری داره و کلید چراغش بیرونه رو خاموش کنین 

 
روش ۵۰: ورقهای جزوه ۳۰۰ صفحه‌ای دوستتون که ازش گرفتین زیراکس کنین رو قاطی‌پاتی بذارین، یه بر هم بزنین، بعد بهش پس بدین

 

اعجوبه دنیا در ایران !! حتماببین

17320872410nu71e.jpg

در این زمان خانواده كودك عجیب به دلیل فقر شدید خانوادگی و غیر عادی بودن وضع طفل و مشكل بودن نگهداری و تغذیه او به ناچار از روستای لپوئی به شیراز تغییر مكان دادند.

آنها در شیراز چند سال در محلی در نزدیكی دروازه اصفهان به طرف فلكه ولیعصر كنونی در محله ای به نام درشكه خانه كه روزها و شبها محل توقف درشكه ها بود، زندگی می كردند. روزها در كنار خیابان و پیاده رو، كنار جوی آب و زیر سایه درختان و ساختمان ها او را روی تكه پارچه ای می نشاندند و مردم و رهگذران به صورت سیرك یا نمایش به دیدن هیكل و قیافه وحشتناك او می آمدند و گاه بعضی تماشاچیان به او كمك های مادی مختصری به صورت صدقه می كردند. بعضی از بچه ها به او سنگ می زدند و فریاد او بلند می شد ولی امكان و توان برخاستن و دفاع یا تلافی نداشت. گاه بچه های كوچك و زن ها از مشاهده چهره و هیكل عجیب و ترسناك او از وحشت جیغ زده و گریه می كردند.

شهرت این غول عجیب الخلقه و كریه به تدریج به شهرستان های دیگر فارس رسید و از نقاط دوردست به دیدن این به قول بعضی در آن زمان «انسان جن زده» می آمدند. خانواده وی برای درمان او از داروهای گیاهی مختلف، بخورها، ادعیه، جادو، اوراد رفع جن و شربت های طلسم شكن استفاده می كردند. به تدریج عده ای افراد زرنگ و فرصت طلب با موافقت خانواده وی به صورت اكیپ دور او را گرفته و ابتدا از هر تماشاچی پول می گرفتند و بعد اجازه نزدیك شدن و مشاهده این فرد غول مانند را می دادند و بدینوسیله ممر معاشی برای خانواده و دیگران بود.

در سال ۱۳۰۱ شمسی آقای دكتر قربان، بنیانگذار و اولین رئیس دانشكده پزشكی شیراز سیاه خان را می بیند و از آن پس مرتب به دیدن او می رود و علاوه بر كمكهای مالی مكرر برایش دارو و غذا می برد. گاه با درشكه و با زحمت او را به دانشگاه پزشكی می آوردند و دكتر قربان به علت مشكلات پیاده و سوار كردن سیاه خان، خود در داخل درشكه او را معاینه و درمان های لازم را تجویز می كرد. به دستور دكتر قربان به علت مشكل بودن زندگی در كوچه و منزل وی را در بیمارستان سعدی شیراز متعلق به دانشكده پزشكی بستری می كنند. سیاه خان تا پایان زندگی اش در بیمارستان به سر می برد. این هیولای خوفناك با قدی به طول ۲۵۹ سانتی متر و هیكلی با وزن ۲۵۰ كیلوگرم به زندگی پررنج خود ادامه داد.

دكتر قربان به علت نادر بودن این فرد در جهان و شرایط بسیار عجیب او خیلی به او علاقه مند شده بود و در آن زمان به پزشكان و دانشجویان می گفت «سیاه خان در عالم پزشكی گوهر شب چراغی است» وزن جمجمه او كه 5/۷‎ كیلوگرم بود، تحمل این سر بزرگ و ترسناك را روی گردن سیاه خان مشكل می كرد. به علت وزن فوق سنگین بدن و طول زیاد قد و ناهنجاری شدید مهره ها و گردن و كمر قادر به سرپا ایستادن نبود و برای این كار احتیاج به كمك حداقل ۴-۳ نفر قوی هیكل داشت.

 

همه مهره ها به همدیگر جوش خورده و یك ستون یك پارچه شده بودند لذا ستون مهره ها قادر به حركت و چرخش به اطراف و یا خم شدن به هیچ سویی نبود. رشد عضلانی و اندام نرم به نسبت اسكلت استخوانی عجیب الخلقه ضعیف تر بود، لذا كلاً به نسبت لاغر به نظر می رسید و اگر وزن اندام نرم او به تناسب قد او بود، مسلماً وزن كلی بدنش به مراتب زیادتر از ۲۵۰ كیلوگرم می بود.

چهره او با برجستگی های عجیب استخوانی و فیگور خارق العاده خود حتی برای افراد بزرگسال نیز ترسناك و دلهره آور بود.

پیشانی او با رشد شدید و ضخیم استخوانی به طرف جلو به صورت دیواره متراكم افقی پیش آمده و سپس رشد خود را با همان ضخامت به طرف پایین و جلو ادامه داده و یك دیواره سخت ستبر استخوانی جلو چشمهای او را از جلو و اطراف تا روی لب بالا پوشانده بود. طوری كه از طرف جلو قادر به دیدن فضا و منظره جلو خود نبود و فقط قادر به دیدن جلو انگشتان پای خود روی زمین بود.

میدان دید او به علت وجود این دیواره كلفت استخوانی در جلو و پایین و دو طرف پیشانی در دو طرف چپ و راست نیز از بین رفته و قادر به دیدن محیط اطراف و پهلوهای چپ و راست نبود. فك پایین به صورت تیغه كلفت استخوانی به طرف پایین و جلو پیشرفت كرده و چندین سانتی متر رو به جلو آمده است.

استخوان پشت سر او نیز به طرف عقب و اطراف رشد و پیشروی كرده و با جوش خوردن به مهره های بالای گردن دیواره سخت سایه بان مانند استخوانی به روی گردن و كمی در اطراف روی شانه ها به وجود آورده بود. كتف ها و شانه ها مشابه دو تا باله پهن استخوانی ضخیم ماهی از چپ و راست و كمی هم به جلو پیشرفتگی پیدا كرده بود. كف پاها كاملاً صاف و به علت كف بسیار پهن و دراز پاها موقع راه رفتن تلپ تلپ كف پا به زمین كوفته می شد. حالات و اخلاق و روحیات او شبیه بچه ها بود. فردی عقب مانده و كم هوش بود. گاه حالات شدید امیال جنسی بدون كنترل و خجالت داشت. اشتهای او به غذا در حد ۴-۳ نفر انسان سالم پراشتها بود. قواره هیكل او خیلی عجیب و وحشتناك بود.

به علت عمل استخوان سازی شدید در ستون مهره ها كلیه مهره ها از بالا تا پایین به صورت یك چوب خشك و یك تكه استخوان سخت در آمده بود و به هیچ وجه امكان حركت ستون مهره ها به اطراف و چرخش یا خمیده شدن مهره به جهت های مختلف وجود نداشت این ستون یك پارچه مهره ها از بالا به طور كامل به گردن و جمجمه به طور فیكس جوش خورده بود و موجب شده بود گردن و سر و چهره هیچگونه حركت و تكان و خمیدگی و چرخش را به هیچ طرفی نداشته باشد و در واقع تمام بدن به جز دستها و پاها به صورت یك قطعه استخوانی یك پارچه جوش خورده درآید درست شبیه رباط آهنی. دیواره جمجمه از تمام اطراف رو به داخل محفظه جمجمه و نیز رو به فضای بیرون شدیداً رشد كرده و ضخیم شده بود و به علت این رشد جمجمه به طرف محفظه داخلی خود و كم شدن پیشرونده فضای داخلی جمجمه نتیجتاً مغز و محتویات داخل جمجمه از همه طرف تحت فشار شدید و دائمی دیواره فولادین قرار گرفته و موجب بروز مشكلاتی مثل عقب ماندگی، بیماری های روانی و عصبی، تحریكات شدید طغیان دار جنسی، بی حوصلگی، عصبانیت، گریه و اشتهای سیری ناپذیر به غذا شده بود. سیاه خان سالها از بیماری مقاربتی و جلدی و ریوی رنج می برد.

در موارد عصبانیت مثل بچه های كوچك گریه می كرد، فریاد می كشید، ناسزا می گفت و گاه صدای گریه او نازك و بچه گانه می شد. حجم جمجمه وی ۱۴۷۰ سانتی متر مكعب بود. طول دست او ۱۱۷ سانتی متر و طول پای او ۱۲۵ سانتی متر بود. به علت حجیم و سنگین بودن جمجمه و گردن و سنگین بودن هیكل او و فشار دائم این وزن زیاد روی ستون فقرات ستون مهره ها در ناحیه سینه و پشت به طرف عقب و كمی به سمت راست قوز برداشته بود. اگر این قوز وجود نداشت، قد كامل او بیش از ۲۵۹ سانتی متر فعلی می بود.

این غول عجیب الخلقه و هیولای روی زمین به علت ذات الریه و سپسیس فوت می كند. دكتر قربان نه تنها به این غول كه در دنیا مشابه نداشت در دوره حیاتش علاقه شدیدی داشت بلكه بعد از مرگ او نیز او را دوست داشت و تأكید می كرد اسكلت كامل استخوانی او را به صورت سالم و یكپارچه برای مشاهده، مطالعه و پژوهش پزشكان و دانشجویان درمحلی در اختیار آنان قرار دهد ولی جو فرهنگ مردم در آن زمان به ویژه جامعه روستایی و اعتقادات و باورهای آنان مانعی بزرگ برای دخالت و تغییرات و یا تصاحب جسد سیاه خان می شد. لذا دكتر قربان با ترفند مدبرانه و تحت عنوان تقبل مراسم دفن او و تعهد كلیه هزینه وتشریفات حمل و نقل و غسل و كفن او از طرف دانشكده پزشكی و حتی برای آرامش فامیل او تا حدی بزرگداشت و احترام مرحوم ، جسد او را برای چندسال در محلی مخفی و ناشناخته كه حتی خیلی از پرسنل در دانشكده و اطرافیان دكتر قربان و هیچیك از خانواده مرحوم سیاه خان اطلاع نداشتند، نگهداری كرده و بعد از عودت فامیل او به روستای خود و پس از اینكه آبها از آسیاب ریخته شد و تا حدودی خاطره او به فراموشی سپرده شد، و دیگر پیگیری و ادعایی وجود نداشت، بعداز چندسال جسد او را بیرون آورده و به بخش آناتومی دانشكده پزشكی (در محلی محفوظ و محرمانه) برد و طی عملیات پزشكی و بهداشتی و ضدعفونی كلیه نسوج نرم بیرون و اندرون بدن را حذف و پاك و خارج كرده و اسكلت استخوانی یك پارچه وسالم و كامل او را پس از پروسس های علمی آماده كرده و در یك اتاقك شیشه ای محفوظ و محكم و بدون دسترس لمس به آن در معرض مشاهده همگانی در سالن ورودی دانشكده پزشكی شیراز در بالای پله های ورودی قرار داد. هم اكنون هیولای غول آسای وحشتناك دراین محل در جلو چشم همه بازدیدكنندگان و پژوهشگران با احترام سرپا ایستاده است و همه افراد می توانند با او ملاقات كنند و از عجایب خلقت خدا بازدید كنند. او دیگر درد و رنجی ندارد و راحت و محكم با چهره كریه و ترسناك خود با قامت راست ایستاده است.